سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
کانون دانش آموختگان طرح ولایت استان قم
در پرستش بی دانش، و دانش بی اندیشه و (قرآن) خواندن بی تدبّر، خیری نیست . [امام علی علیه السلام]
امروز: پنج شنبه 28 اردیبهشت 91

بسم الله الرحمن الرحیم



جرعه ای از تسنیم (عنوان گزیده های جلسات طرح تسنیم)


خلاصه ای از بیانات استاد عظیمی            جلسه دوم 12/8/87


هدف آفرینش رسیدن به کمال بی نهایت است و این کمال با حرکت به سوی نور فضایل فراهم می شود.سؤال:اگر کمال بی نهایت را درک نکردیم وبرای رسیدن به آن به سوی نور فضایل حرکت نکردیم چه می شود؟جواب: رحمت بی نهایت خداوند اقتضا می کند که مقدمات درک کمال را به اجبار به ما بدهد تا مجبور شویم که به سوی نور حرکت کنیم و وارد بهشت (جنت النعیم)شویم.مثال:مادری می خواهد فرزند خردسالش را به مهمانی ببرد و او را ضی نمی شود و مادر از روش تهدید استفاده می کند و می گوید اگر نیایی گرسنه می مانی ،تنها می مانی و چه و...چه ،تا این که بالاخره او راضی شده ومی رود.سؤال:چرا خداوند از ابتدا کمال بی نهایت را به ما نداد؟جواب: چون در این صورت آن را در ک نکرده واز آن لذت نمی بردیم.سؤال: چرا خداوند درک آن کمال را هم از ابتدا نداد؟ جواب: چون از لحاظ فلسفی درک امری اختیاری است و اگر اجباری باشد درک وکمال باهم خنثی می شوند ؟؟!!وخداوند متعال نیز مقدماتی را فراهم کرده است تا درک اختیاری برای ما ایجاد شود.امیر المومنین علی علیه السلام در روایتی فرموده اند هر کسی به بهشت برود من تعجب نمی کنم چون آسان است ومن تعجب می کنم از کسی که با وجود این همه راه های به سوی بهشت و وجود پیام بران و امامان او جهنمی شده چرا که برای رفتن به جهنم باید بهاییی گزاف پرداخت.حتما تا حالا برایتان اتفاق افتاده که برای کاری برنامه ریزی کرده اید اما انجام نشده مثلا قصد داشته اید فلان کار را بکنید فلان مهمانی را بروید اما یک مانعی جلوی راهتان آمده ونگذاشته آن کار را بکنید این به خاطر این است که در وجود انسان دو موتور یا دست گاه کار گذاشته شده است که باید آن دو را با چرخ زندگی اش در گیر کند تا به سوی بی نهایت ها برود.اولین دست گاه فطرت است ودومی میل به بی نهایت ها قدرت مطلق،زیبایی مطلق،جاودانگی و... .


موتور فطرت انسان هرگز خاموش نمی شود یعنی آن جا که تو برنامه ریزی کرده بودی به فلان مهمانی گناه آلود بروی یا فلان کاررا بکنی و ...باز هم فطرت تو کاملا به سوی گناه کشیده نمی شود چون این موتور فطرت چهار سیلندر دارد که دو تای آن ها شاید خاموش شوند ولی روی دو تای دیگر نمی توانی اثر بگذاری و آن دو همیشه فعال هستند برای مثال:1-انسان دوست دارد عفیف باشد.2-عفیف ها را دوست دارد.3-دوست دارد که به او بگویند عفیف هستی.4-دوست دارد اطرافیان با اوعفیف باشند.دو مورد آخر را انسان هرگز نمی تواند تغییر دهد یا مثال عدالت:1-هر شخصی عدالت را دوست دارد.2-انسان های عادل را دوست دارد.3-دوست دارد که به او بگویند عادل هستی.4-دوست دارد که با او باعدالت برخورد شود.حتی صدام هم دو مورد آخر را نتوانست عوض کند.


*آیا دوست داری بدانی خداوند به تو توجه دارد یا نه؟؟!!ببین در مسیر رفتن به سوی گناه چه طور عمل می کنی؟اگر دیدی رفتن به سوی گناه برایت سخت است بدان که کسی مراقب توست وتو را رها نکرده وبه تو توجه دارد ولی اگر دیدی خیلی راحت گناه می کنی بدان که خودت خواستی تاارتباطت را با خالق هستی قطع کنی واگر تو اصرار به انجام گناه بورزی خداوند می گوید حالا که خودت می خواهی رها باشی رهایت می کنم.اگر در دنیا با مشکلاتی روبه رو می شوی نا راحت نباش چون این نشان از توجه خدا به تو دارد،همان طور که در باشگاه بدن سازی اگر مربی به کسی مشت بزند نشان از توجه خاص مربی به آن شخص دارد و می خواهد او پرورده شوداگر در این دنیا هم سختی ها به تو روی آورد خوش حال وشکرگزار باش که خداوند به تو توجه وعنایت ویژه دارد،پیام بر در مورد دختری که گفته بودند تا به حال بیمار نشده فرمودند برای ازدواج مناسب نیست چرا که خداوند گاهی بنده هایی اش را که دوست دارد به بیماری مبتلا می کند تابه گناه آلوده نشوند.خداوند خودش فرموده که دنیا اگر به اندازه بال مگسی ارزش داشت آن را به کافر نمی دادم. آیا انسان در مقابل مصیبت ها باید صبر کند یا شکر گزار باشد؟ ادامه مطلب...



 نوشته شده توسط شریعتی در سه شنبه 15 اردیبهشت 88 و ساعت 4:9 عصر | نظرات شما()


طرح تسنیم عنوان سلسله جلساتی است که از حدود یکسال ونیم پیش از سوی کانون دانش آموختگان طرح ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه قم در دانشگاه قم برگزار می شود.دراین جلسات سلسله مباحث معرفتی با محوریت جایگاه انسان در هستی،راه وراهنما شناسی وخداشناسی توسط حجت الاسلام والمسلمین استاد عظیمی از اساتید برجسته حوزه ودانشگاه ارائه می شود،بر آن شدیم تا گزیده بیانات استاد را که در هر جلسه در اختیار مستمعین طرح تسنیم قرار می گیرد در وبلاگ کانون طرح ولایت قرار دهیم تا علاقمندان دیگر هم بتوانند از این مطالب بهره ببرند در ضمن فایل های صوتی جلسات هم به زودی در وبلاگ قرار خواهد گرفت.




  • کلمات کلیدی : تسنیم، انسان، خداشناسی
  •  نوشته شده توسط شریعتی در سه شنبه 15 اردیبهشت 88 و ساعت 4:2 عصر | نظرات شما()


    سلام لطفا این متن رو که از سایت تبیان گرفتم رو بخونید و نظر بدین!


    شما از کدام دسته اید؟!


    سؤال


    تا حالا فکر کرده اید که شما چه جوری به خدا اعتقاد دارید؟! نه تعجب نکنید اصلاً حرف بی ربطی نمی زنم! شما چه جوری به خدا معتقدید؟ آیا از اون دسته آدم هایی هستید که همه جوره پای کارید و اگر زندگیتون تو دست اندازم بیفته بازم با خدا رفیقید و می گید: خدا دمت گرم! یا از اون دسته اید که فقط وقتی کیفتون کوک باشه میگید خدایا ممنون! اما وای به روزی که یه کمی اوضاع بالا پایین بشه!! دیگه نه خدا رو یادتون میاد نه خوبی هاشو! احتمالاً به خاطر بی توجهی هاش! باهاش قهر می کنید! آخه آدم تا کی هی به خدا بگه اینو می خوام اونو می خوام؟! پس چرا خدا نمی ده؟!! پس منم باهاش قهرم! شایدم از اون آدم های بی خیالید که فرقی نداره خدا باشه یا نباشه!! شما کارتونو می کنید! نمی دونم؟! شایدم از اون دست آدم هایی هستید که با ژست مثلاً فیلسوفانه! تا خدا رو زیر تیغ جراحی نبینید باور نمی کنید می شه یه چیزی باشه ولی با این پنج تا دونه حس ناقابل نشه درکش کرد!


    به نظرم اگر فقط یه کمی به خودمون فکر کنیم می فهمیم از کدوم دسته ایم!


    چون انسان ها را از نقطه نظر اعتقاد به خدا، به سه گروه می توان تقسیم کرد:(1)


     1 - معتقدین به وجود خدا:


    این گروه از نظر کمیت، اکثریت انسان ها را تشکیل می دهند و از نظر کیفیت هم از اهمیت بیش تری برخوردار هستند، زیرا که قریب به اتفاق متفکران و دانشمندان در طول تاریخ از معتقدین به خدا بوده اند.


    2 - بی خیالان:


    مراد افرادی است که به ظاهر اعتقاد به خدا ندارند و موجود مطلقی را هم به عنوان خدا در نظر نمی گیرند. این گروه شامل همه افرادی است که عقیده ای درباره خدا ندارند. بنابراین گرایش و عملی هم مطابق با آن انجام نمی دهند، لذا شامل همه کسانی می شود که در وجود خدا تردید دارند، یا به طور تقلیدی منکر خدا هستند. هم چنین شامل کسانی می باشند که وجود یک مبدأ مبهم و نیروی بالاتری را در درون خود به طور ابهام انگیز درمی یابند، ولی از تطبیق عنوان خدا به آن مبدأ مبهم و نیروی بالاتر، امتناع می ورزند. بسیاری از این افراد از روی تحقیق و هشیاری، حالت بی طرفی نسبت به خدا نگرفته اند، چرا که اگر تعلیمات مناسب به آن ها عرضه شود، از انکار و تردید خود دست خواهند برداشت.


     3 - قهرکنندگان:<\/h2>

     


    کسانی هم هستند که از خدا قهر کرده اند و قهر خود را به حساب علم و فلسفه می گذارند و چنین وانمود می کنند که بر مبنای علم و فلسفه در وجود او تردید دارند. این گروه را به دو دسته می توان تقسیم کرد:


    الف- قهرکنندگان شخصی.


     این دسته کسانی هستند که برای خود اهداف و آرمان هایی را در نظر می گیرند، ولی چون به آن اهداف و آرمان ها نمی رسند، لذا از خدا قهر می کنند. به طور مثال:


    کسانی هستند که پول و مقام و موقعیتی را هدف قرار می دهند و چون به آن ها نمی رسند، حالت قهر به خود می گیرند و می گویند: ما با خدا قهریم!!


     در واقع، اینان دچار بیماری چند شخصیتی شده اند.


    ب- قهرکنندگان مکتبی.


    این دسته اظهار می کنند که دلایل خداشناسان بی اساس است، زیرا ما وجود خدا را لمس نمی کنیم، یا شرور و ناگواری های فراوانی عالم خلقت را فراگرفته است.


    البته این افراد گاهی برای اشکالات خود جنبه علمی و فلسفی قایل می شوند، ولی یک متفکر هیچ گاه این دلایل را موجب نفی خدا تلقی نمی کند، زیرا بر فرض بی پایه بودن دلایل خداشناسان و یا مشاهده شرور در عالم، نمی توان خدا را نفی کرد. آیا این افراد می توانند ادعا کنند که:


    مجموع جهان هستی را بدون بازیگری مورد مطالعه قرار داده اند و خدا را هیچ جا نیافته اند؟ اگر ملاک شناسایی خدا، مشاهده حسی است، پس چرا انسان اندیشه و عقل خود را - که مبنا و اساس همه فعالیت های او می باشد - مشاهده نمی کند؟ هر انسانی می داند که دارای "من" است و با وجود این من، بدن وی بیمار می شود و ناراحتی های بسیار پیدا می کند. آیا ناگواری هایی که بر انسان عارض می شود نشانه آن است که انسان "من" ندارد، زیرا اگر "من" می داشت، هرگز دچار ناگواری های بسیار نمی شد؟ من انسانی حرکات و رفتارهای انسان را در جهت زندگی بهتر تنظیم می کند و در عین حال به انسان اعلام خطر می کند که فلان چیز ممکن است به کالبد مادی یا نیروهای روانی انسانی آسیب وارد کند.


     البته فعالیت من به زندگی مادی و معنوی و دنیوی انسان ها محدود است و قابل مقایسه با نقش خداوند در هستی نمی باشد، چرا که نقش خدا درباره انسان ها نامحدود است و شامل همه امور خارج از توانایی و اختیار انسان در هندسه کلی خلقت نیز می باشد. باری،


    اگر کسی اندک توجهی به "من" خود داشته باشد، هرگز وجود خدا را در عالم نفی نخواهد کرد.


    حالا شما از کدوم دسته اید؟!!


    پی نوشت:


    علامه جعفری، اعتقاد به خدا






    رادفر کارشناس فلسفه اسلامی


    برگرفته از سایت تبیان


     


     



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط شریعتی در جمعه 9 اسفند 87 و ساعت 10:53 صبح | نظرات شما()

    سلام،این شعر قیصر امین پور رو تا حالا دیده بودید؟


    "       اخو ا نیه     "


     


    چرا  عاقلان    را   نصیحت   کنیم   ؟


    بیا یید   از عشق صحبت  کنیم


    تمام   عبا  دا ت     ما     عا دت      است


    به   بی عا دتی     کاش   عادت   کنیم


    چه   اشکال   دارد   پس   از   هر   نماز


    دو   رکعت    گلی  را  عبادت  کنیم ؟


    به    هنگام      نیت    برای    نماز


    به   آلاله ها    قصد    قربت   کنیم


    چه   اشکال   دارد   که   در هر قنوت


    دمی    بشنو   از   نی   حکایت کنیم ؟


    چه   اشکال   دارد   در آیینه ها


    جمال   خدا   را   زیارت   کنیم ؟


    مگر   موج  دریا ز دریا     جداست


    چرا   بر "  یکی "    حکم   "   کثرت   "     کنیم   ؟


    پرا کندگی      حا صل     کثرت     است


    بیایید     تمرین    " وحدت "     کنیم


    وجود     تو    چون   عین    "ماهیت"    است


    چرا   باز   بحث  " اصالت "   کنیم ؟


    اگر   عشق     خود   علت   اصلی    است


    چرا   باز   بحث  " معلول " و "  علت"     کنیم ؟


    بیا   جیب    احساس    و    اندیشه  را


    پر   از   نقل مهر  و  محبت   کنیم


    پر   از   گلشن راز    ،   از عقل سرخ


    پر   از   کیمیای    سعادت    کنیم


    بیا یید   تا    عین   عین القضات


    میان  دل و   دین     قضاوت   کنیم


    اگر سنت   اوست   نو آوری


    نگاهی    هم    از نو   به سنت   کنیم


    مگو   کهنه    شد   رسم عهد   الست


    بیا یید    تجدید   بیعت    کنیم


    برادر   چه شد رسم   اخو ا نیه ؟


    بیا     یاد   عهد   اخوت     کنیم


    بگو    قافیه   سست     یا     نادرست


    همین    بس     که   ما    ساده   صحبت کنیم


    خد ا یا          دلی       آفتابی       بده


    که   از   باغ   گلها     حمایت   کنیم


    رعایت   کن   آن   عاشقی   را   که گفت


    " بیا     عاشقی    را    رعایت   کنیم  "


     


    "       شادروان     قیصر    امین    پور     "


     



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط شریعتی در پنج شنبه 8 اسفند 87 و ساعت 8:31 عصر | نظرات شما()

    «هو الحق»


    همه ما بچه مسلمونیم ...اما خیلی پیش میاد تو دانشگاه تو جاهای دیگه حمله می کنن به اعتقاداتمون نمی تونیم دفاع کنیم چرا؟؟جدای از اون اصلا برای خودمون هم خیلی از مباحث هنوزحل نشده وبرامون نهادینه نشده.من فکر می کنم مشکل اینه که ما دین را درست یاد نگرفته ایم وگرنه هیچ کدام از ما در این شک نداریم که معارف اسلام آنقدر عمیق هستند که با این شبهات به آن ها خدشه ای وارد نمی شود منتها این مستلزم این است که ما وظیفه خودمان را که همان درست آموختن دین است انجام دهیم.بعضی ها می گن دین فطری است پاسخ ما اینه درسته خدا شناسی و خدا پرستی فطری است اما عقا ید و احکام و... آموختنی است.پیامبر آمد تا دین را به ما یاد دهد«هوالذی بعث فی الامیین...» خداوند بین افراد بی سواد کسی را بر انگیخت که «لیتلوا علیهم آیاته...»اگه ما می خواهیم دین را درست یاد بگیریم وبعد هم عمل کنیم باید خوب یاد بگیریم جسته گریخته فایده نداره.اعتقادات ما چطور عمیق و غیر قابل نفوذ می شه؟ با یادگیری درست دین و پای اعتقادات ایستادن.که معرفت وشناخت دین مقدمه عمل صالح هم هست.انشاء الله خب در همین راستا در طرح ولایت مباحثی را آموختیم اما برای تعمیق این معارف نیاز به کار بیشتر وتداوم این آموخته هاست؛کانون دانش آموختگان طرح ولایت پس از تشکیل چندین جلسه با اعضای شوری با توجه به ضرورت تقویت مبانی فکری اعتقادی از دیدگاه رهبر عزیزمان اقدام به برگزاری کلاس هایی جهت آموزش عقاید اصیل اسلامی نمود که بانظر خواهی از دوستانی که در طرح شرکت کرده بودند موضوع بحث خداشناسی انتخاب شد و چندین جلسه در ترم گذشته باحضور دکتر جهان بین تشکیل شد.در برنامه ریزی برای ترم جدید در فرصت بین دوترم جلساتی با عنوان اتاق فکر که حدود 6نفر از دوستان طرح ولایتی به نمایندگیاز دیگر دوستان در آن شرکت داشتند تشکیل شد ودر مورد روال کلاس ها، مشکلات و موانع در رسیدن به هدف کانون دانش آموختگان طرح ولایت که همان تعمیق وتقویت فکردینی است وراه های رسیدن به آن صحبت شدهمچنین پیشنهادهایی دوستان مطرح کردند که چکیده نظر دوستان تقریبا این بود که برای این که این معارف درابتدا برای خودمان نهادینه شود تا بعد ازآن بتوانیم تاحدودی پاسخ گوی اطرافیان نیزدر توان خود باشیم بیان عقاید فقط به ضورت فلسفی آن طورکه باید وشاید موثر نیست و قرار براین شد که در کنار این کلاس ها کلاسی تحت عنوان اخلاق هم برگزار شود تابتوانیم راه کاربردی کردن وملموس تر شدن این اموزش ها درزندگی روز مره خود را بیاموزیم.که در نهایت از تاریخ 27 ام بهمن اولین جلسه کلاس ها در این ترم با حضور حاج آقااستادسربخشی با رویکرد مرور آموخته ها وتثبیت آنها و همچنین توقف بیش تر روی موضوعاتی که در طرح فقط به صورت گذراو صرفا آن ها را اثبات کرده بودیم برا ی درک بیشتر آنها وملموس تر شدن و حس کردن آن مفاهیم در زندگی روزمره شروع شد.که هر هفته یک شنبه ها ساعت 18.30 الی 20:30این جلسات در خیابان دورشهر کوچه شماره 1 ساختمان دفترتبلیغات تشکیل می شود.


    کلاس خداشناسی با حضور حاج آقا سربخشی


    یک شنبه ها ساعت18.30الی20.30 با اقامه


     نمازجماعت    


     


     


     



     نوشته شده توسط شریعتی در سه شنبه 6 اسفند 87 و ساعت 8:27 عصر | نظرات شما()
    بسمه تعالی


    چت قرآنی


    گفتم : خسته ام


    گفتی : لا تقنطوا من رحمة الله


    :: از رحمت خدا ناامید نشید. (زمر/ 53)


    گفتم : هیشکی نمی دونه تو دلم چی می گذره


    گفتی : ان الله یحول بین المرء و قلبه


    :: خدا حایل است بین انسان و قلبش! (انفال/ 24)


    گفتم : غیر از تو کسی رو ندارم


    گفتی : نحن اقرب الیه من حبل الورید


    :: ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم ( ق/ 16)


    گفتم : ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!


    گفتی : فاذکرونی اذکرکم


    :: منو یاد کنید تا یاد شما باشم ( بقره/ 152)


    گفتم : تا کی باید صبر کرد؟


    گفتی : و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا


    :: تو چه می دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/ 63)


    گفتم : تو بزرگی و نزدیکت برای من کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟


    گفتی : واتبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله


    :: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه ( یونس/ 109)


    گفتم : خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیک ... یه اشاره کنی تمومه!


    گفتی : عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم


    :: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)


    گفتم : انا عبدک الضعیف الذلیل ... اصلا چطور دلت میاد؟  


    گفتی : ان الله باالناس لرئوف رحیم


    :: خدا نسبت به همه ی مردم – نسبت به همه-  مهربونه (بقره/ 143)   


    گفتم : دلم گرفته


    گفتی : بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا


    :: ( مردم به چی دل خوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن ( یونس/ 58)


    گفتم : اصلا بی خیال! توکلت علی الله


    گفتی : ان الله یحب المتوکلین


    :: خدا اونایی رو که توکل می کنن دوست داره ( آل عمران/ 159) 


    گفتم : خیلی چاکریم!


    ولی این بار، انگار گفتی : حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که :


    و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخرة


    :: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می کنن ( حج/ 11) 


    گفتم : ...


    دیگه حرفی برای گفتن نداشتم.


    گفتم : چقدر احساس تنهایی می کنم.


    گفتی : فانی قریب


    :: من که نزدیکم ( بقره/ 186)


    گفتم : تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می شد بهت نزدیک شم


    گفتی : واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال


    :: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/ 205) 


    گفتم : این هم توفیق می خواهد!


    گفتی : الا تحبون ان یغفر الله لکم


    :: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! ( نور/ 22)


    گفتم : معلومه که دوست دارم منو ببخشی


    گفتی : و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه


    :: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید ( هود/ 90)


    گفتم : با این همه گناه ... آخه چیکار می تونم بکنم؟


    گفتی : الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده


    :: مگه نمی دونید خداست که توبه رو از بنده هاش قبول می کنه ؟! ( توبه/ 104)


    گفتم : دیگه روی توبه ندارم


    گفتی : الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب


    :: ( ولی ) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده ی گناه هست و پذیرنده ی توبه ( غافر/ 2و3)


    گفتم : با این همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم؟


    گفتی : ان الله یغفر الذنوب جمیعا


    :: خدا همه ی گناه ها رو می بخشه ( زمر/ 53)


    گفتم : یعنی بازم بیام؟ بازم منو می بخشی؟


    گفتی : و من یغفر الذنوب الا الله


    :: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه ؟ ( آل عمران/ 135)


    گفتم : نمی دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می زنه؛ ذوبم می کنه؛ عاشق می شم! ... توبه می کنم


    گفتی : ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین


    :: خدا هم توبه کننده ها و هم اونایی رو که پاک هستند دوست داره ( بقره/ 222)


    ناخواسته گفتم : الهی و ربی من لی غیرک


    گفتی : الیس الله بکاف عبده


    :: خدا برای بنده اش کافی نیست؟ ( زمر/ 36)


    گفتم : در برابر این همه مهربونیت چیکار می تونم بکنم؟ 


    گفتی :  یا ایها الذین امنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان با المومنین رحیما


    :: ای مومنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی است که خودش و فرشته هاش بر شما درود و رحمت می فرستن تا شما رو از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مومنین مهربونه ( احزاب/ 41- 43)


    با خودم گفتم : خدا ... خالق هستی ... با فرشته هاش ... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ....


    برگرفته از ماهنامه ی قرآنی" راه قرآن " / شماره 14/ اسفند86، فروردین87/ صفحه 14



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط شریعتی در شنبه 26 بهمن 87 و ساعت 4:34 عصر | نظرات شما()

     


    31. این شب را به خاطر بسپار


    یکى از مهم‌ترین روزهاى سال، روز نیمه‌ى شعبان است که هم مصادف با ولادت ذى‌جود و مسعود حضرت بقیةاللَّه ارواحنافداه شده است و هم شب و روز نیمه‌ى شعبان -با قطع نظر از ولادت این بزرگوار در این شب و روز- از لیالى و ایام متبرّک‌اند. شب نیمه‌ى شعبان، شب بسیار متبرّکى است؛ تالى‌ تلو لیالى قدر و وقت توجّه و تذکّر و توسّل به ذیل عنایات بارى‌تعالى و طلب و درخواست است. اعمال و ادعیه‌اى هم دارد که اگر موفّق شده‌اید و آن‌ها را انجام داده‌اید، إن‌شاءاللَّه مشمول قبول پروردگار باشد. اگر کسانى هم غفلت کردند و توجّه نداشتند، به یاد نگهدارند که همه‌سال، شب نیمه‌ى شعبان را مغتنم بشمارند.


    دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدى (عج) 25/09/1376


    32. منتظر حقیقی


     بزرگ‌ترین وظیفه‌ى منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پیوندهاى دینى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنین و هم‌چنین براى پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانى که در دوران دفاع مقدّس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدّس شرکت مى‌کردند، منتظران حقیقى بودند. کسى که وقتى کشور اسلامى مورد تهدید دشمن است، آماده‌ى دفاع از ارزش‌ها و میهن اسلامى و پرچم برافراشته‌ى اسلام است، مى‌تواند ادّعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدان‌هاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما کسانى که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را مى‌بازند و زانوانشان سست مى‌شود؛ کسانى که براى مطامع شخصى خود حاضر نیستند حرکتى که مطامع آن‌ها را به خطر مى‌اندازد، انجام دهند، این‌ها چطور مى‌توانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسى که در انتظار آن مُصلحِ بزرگ است، باید در خود زمینه‌هاى صلاح را آماده سازد و کارى کند که بتواند براى تحقّق صلاح بایستد.


     


    دیدار با مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلای تهران 30/7/81


     33. مبارک خواهد شد


    فرصت روزه و امساک و فضاى عبادت و معنویت را قدر بدانیم و قدرى خودمان را به خدا نزدیک کنیم. از گناهان دورى کردن، به قُربات و اعمال عبادى هرچه نزدیک‌تر شدن، اخلاق و رفتار و صفات و خصال انسانى را هرچه در خود زنده‌تر و فعّال‌تر کردن، امورى است که در این ماه مى‌تواند حقیقتاً براى هر کسى و براى هر مجموعه‌اى مایه‌ى برکت باشد. از قرآن درس بگیریم. از دعاها درس و حکمت بیاموزیم. قدرى در هدف از خلقت خود، در آفرینش خود، در نعمت‌هاى بزرگ خداى خود و در وظایف عظیمى که بر دوش ماست، تأمّل و تدبّر کنیم. در مرگ و حساب الهى و ارزش عبادات و اعمال -آن‌گاه که هم‌راه با اخلاص باشد- تأمّل کنیم. آن وقت ماه رمضان حقیقتاً ماه مبارکى خواهد شد.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 04/10/1377


     34. امیدوار باشیم


    مردم ما، جوان‌هاى ما، زن و مرد ما با این شب‌ها حقیقتاً قصد پالایش خود را دارند. دل‌ها نرم مى‌شود، چشم‌ها اشک‌بار مى‌شود، روح‌ها لطیف مى‌شود. روزه هم کمک کرده است. ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شب‌ها براى عروج معنوى خود استفاده کنیم. چون نماز معراج و وسیله‌ى عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است. شب قدر هم معراج مؤمن است. کارى کنیم عروج کنیم و از مزبله‌ی مادى که بسیارى از انسان‌ها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه مى‌توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگى‌ها، بدخلقى‌ها -خلقیات غیر انسانى، ضد انسانى- روحیات تجاوزگرانه، افزون‌خواهانه و فساد و فحشاء و ظلم، مزبله‌هاى روح انسانى است. این شب‌ها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از این‌ها دور و جدا کند.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 15/08/1383


     35. ما عزیزتر نیستیم


    من و شما پیش خداى متعال عزیزتر نیستیم از کسانى که قبل از ما بودند و از کسانى که بعد از ما خواهند آمد؛ مگر این‌ که عملمان خوب باشد و تقوایمان بیشتر از آن‌ها باشد. این را توجه داشته باشید. اگر تقواى بیشترى به خرج دادیم، از خودمان بیشتر مراقبت کردیم، بهتر کار کردیم، بهتر به وظایفمان عمل کردیم، به قانون بیشتر احترام گذاشتیم و در جهت این اهداف، بیشتر پیش رفتیم، پیش خداى متعال عزیزتر خواهیم بود، اما بدون آن نه‌خیر. باید تلاشمان را در این جهت متمرکز کنیم. مواظب باشیم در دام‌هایى که دیگران افتادند، ما نیفتیم. هرکس در آن دام‌ها بیفتد، همان بلاها و همان عواقب برایش متصور است؛ فرقى بین ما و آن‌ها نیست.


    دیدار با اعضاى هیأت دولت 17/07/1384


     36. ما بیشتر...


    علاوه بر این‌ که هر فرد مسلمانى احتیاج دارد به این‌ که در این ماه ذخیره‌ى تقوا و پرهیزگارى و تهذیب و تزکیه را براى خود فراهم کند، ما منسلکین در سلک روحانیت، بیشتر از دیگران به این معنا احتیاج داریم. به قول آن عارف معروف که مى‌گوید: آب که از برکات الهى است، همه‌ى پلیدی‌ها و ناپاکی‌ها را از بین مى‌برد. هر جسمى که با آب تماس مى‌گیرد، پاک مى‌شود، ولى خود آب تحت تأثیر تماس با ناپاک‌ها و ناپاکی‌ها، به تصفیه احتیاج پیدا مى‌کند و خداى متعال در یک گردش طبیعى، آب را به بخار تبدیل مى‌کند؛ به آسمان مى‌برد، از بالا مجدّداً به صورت قطرات باران به زمین برمى‌گرداند، پلیدی‌ها را از آن جدا مى‌کند، آن را تصفیه مى‌کند و باز به صورت ماء طهور در اختیار افراد انسان و سایر موجودات قرار مى‌دهد.


    گوینده‌ى این سخن حکمت‌آمیز مى‌گوید: این جان شما، معارف شما، نصایح شما، بلکه خود قلب و روح شما، همان ماء طهورى است که ناپاکی‌ها را از انسان‌ها مى‌زداید، اما خود این ماء طهور به‌تدریج به تصفیه و تزکیه احتیاج پیدا مى‌کند و تزکیه و تصفیه‌ى آن، جز با یک عروج معنوى، جز با یک گردش معنوى به سمت علویات -که آن هم با ذکر و دعا حاصل خواهد شد- ممکن نمى‌شود.


    با ذکر، با توجّه، با توسّل، با مناجات، با نافله، با تضرّع در مقابل خداوند، با تفکّر در آیات آفاقى و انفسى، این ماء طهور باز همان طهارت خود را به دست مى‌آورد؛ آماده مى‌شود تا باز هم با پلیدی‌ها مواجه گردد و آن‌ها را از جسم و جان بشر و عالم بزداید. ماه رمضان فرصت این عروج معنوى است.


    دیدار با علما و روحانیون در آستانه‌ى ماه مبارک رمضان 03/10/1376


     37. خسته‌ی روحی


    در راه‌هاى طولانى گاهى انسان قوّه هم دارد، زانو و پاها اصلاً خسته نشده، اما آدم از حرکت خسته‌ى روحى مى‌شود. این خستگى روحى انسان را از رسیدن به اهداف باز مى‌دارد. براى این‌ که این خستگى روحى پیش نیاید -که از خستگى جسمى گاهى خطرش هم بیشتر است- استمداد از پروردگار، توکل به خدا و امیدوارى به کمک الهى لازم است؛ این را از دست ندهید و این را داشته باشید.


    بیانات در دیدار اعضاى هیأت دولت 17/07/1384


     38. فقط صورت‌سازی نباشد


    در مراسم مذهبى به روح مراسم توجه کنید. فقط صورت‌سازى نباشد؛ انسان شعرى بخواند، اشکى بگیرد یا بریزد. روح دعا و نماز عبارت است از ارتباط با خدا، آشنا شدن با خدا، بهره بردن از معنویت، پاکیزه کردن و پیراستن روح و پالایش کردن ذهن از وسوسه‌ها. نماز را با توجه و اول وقت بخوانید. تحجر بد است. فکر نکردن در لایه‌هاى زیرین ظواهر، عیب بزرگى است. مواظب باشید به این عیب دچار نشوید.


     در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان کرمان 19/2/1384


     39. هم‌پای دانایی


    توصیه مى‌کنم که به عمق‌ها توجه کنید و آن را بطلبید؛ از ظواهر هم دست نکشید. این خطاست که کسى خیال یا توهم کند که باید باطن را درست کرد، ظاهر مهم نیست؛ نه‌خیر، همین ظاهر انسان را به وادى‌هاى گوناگونى مى‌کشاند. ظاهر دینى، ظاهر اسلامى، پای‌بندى به تعبد دینى، همین مجالس دعا، همین مجالس توسل به ائمه علیهم‌السّلام لازم است، منتها همه‌ى این‌ها را با دانایى هم‌راه کنید.


    دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان کرمان 19/2/1384


    40.قدر جوانی
    مهم‌ترین مظهر قدردانى از جوانى همین است که از این صفا و نورانیت و از این ناآلودگى و پیراستگى طبیعى انسان جوان استفاده کنید و خود را در زمینه‌هاى تزکیه و اخلاق پیش ببرید. این إن‌شاءالله ذخیره‌ى همه‌ى زندگى شما خواهد شد. راهش هم رعایت دو نکته است؛ ذکر و توبه.


    ذکر یعنى یاد. یاد در مقابل غفلت است؛ غفلت از خدا، غفلت از وظیفه و مسئولیت، غفلت از هنگام حساس مواجهه با مأموران الهى در عالم ملکوت، عالم بعد از عبور از جسمانیت، و محاسبه‌ى بزرگ انسان در مقابل خدا در قیامت. این یادها تعیین‌کننده است. [...]


    نکته‌ى دیگر توبه است. ممکن است کسى بگوید ما که جوانیم و هنوز عمرى از ما نگذشته که مثل شما گناه زیادى کرده باشیم و محتاج توبه باشیم. نه، این درست نیست؛ توبه وظیفه‌ى همیشگى انسان است. پاک‌ترین انسان‌ها هم باید توبه کنند.


    دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتى 22/2/82



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط شریعتی در شنبه 26 بهمن 87 و ساعت 3:42 عصر | نظرات شما()

     


    21. از خدا بخواهید


    همه‌جور حاجت را مى‌شود از خدا خواست و باید خواست؛ حتّى حاجت‌هاى کوچک. اما این درخواست خود را به این حاجات کوچک منحصر نکنید. حاجات بزرگ‌ترى هست؛ آن‌ها را از یاد نبرید. بزرگ‌ترین آن‌ها «مغفرت الهى» است. از خدا بخواهید که آثار به جامانده‌ى از تخلف و گناه را از دل و جان ما برطرف بفرماید؛ از خدا بخواهید که راه توبه را براى شما هم‌وار کند. حاجت بزرگ دیگر «محبت الهى» است. مقام حُبّ الهى را از خداى متعال طلب کنید. حاجت بزرگ دیگر «اصلاح امور امت اسلامى» است. از خدا بخواهید خداى متعال امور همه‌ى مسلمان‌ها -نه فقط ملت ایران را- و همه‌ى کشورهاى اسلامى را اصلاح کند. بلکه از خداى متعال هدایت بشریت را به راه راست بخواهید. این دعاها اقبال استجابت زیادى دارد و همین دعاها اثر مى‌کند. راه‌ها را باز مى‌کند. وسائل را آسان مى‌کند و ما را در رسیدن به این مطلوب‌هاى بزرگ کمک مى‌کند.


    خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر 2/8/85


     22. برکت‌های چندسویه


    دعا انسان را به خدا نزدیک مى‌کند. معارف را در دل انسان ماندگار و مؤثّر مى‌کند. ایمان را قوى مى‌کند، علاوه بر این ‌که مضمون دعا -که خواستن از خداست- إن‌شاءاللَّه مستجاب مى‌شود و خواسته‌ى انسان برآورده مى‌گردد؛ یعنى دعا از چند سو داراى برکات بزرگ است. لذاست که در قرآن کریم، بارها در باب دعا و دعایى که بندگان صالح خدا کرده‌اند، سخن گفته شده است. همه این‌ها براى آن است که به ما درس داده شود.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 04/10/1377


     23. اگر اهل دعا باشیم


    زمان را قدر بدانید. حاجات بزرگ را، حاجات امّت اسلامى را، حاجات کشور اسلامى را، حاجات ملت خودتان را، حاجات شخصى خودتان را مورد توجّه قرار دهید و آن‌ها را متضرّعانه و مجدّانه از خداى متعال بخواهید. و هرکس تعهّد کند این دعایى که مى‌کند، هر آن‌چه که از عمل‌کرد او احتیاج دارد، پاى آن بایستد و بگوید من حاضرم در راه خدا تلاش کنم. [...] فرصت دعا را مغتنم بشمارید. خداى متعال این دعاها را مستجاب خواهد کرد و خواسته‌ها برآورده خواهد شد. جامعه‌ى ما اگر جامعه‌ى تقوا و دعا و معنویت باشد، بسیارى از مشکلات مادّى او هم قطعاً برطرف خواهد شد.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 04/10/1377


     24. علامت بد


    نمى‌دانم روایت از معصوم علیه‌السّلام است یا عبارتى از غیر معصوم؛ هرچه هست، عبارت حکمت‌آمیزى است. مى‌گوید: «أنَا مِنْ أنْ أسْلُبَ الدُّعاءَ أخْوَفُ مِنْ أنْ أسْلُبَ الإجابَةَ؛ از این‌که دعا از من گرفته شود، بیشتر مى‌ترسم تا این‌ که اجابت از من گرفته شود.» گاهى حال دعا از انسان گرفته مى‌شود. این علامتِ بدى است. اگر دیدیم در وقت دعا، در وقت تضرّع و در وقت توجه و تقرّب، هیچ نشاط و حوصله‌ى دعا نداریم، علامتِ خوبى نیست. البته درستش هم مى‌شود کرد. انسان مى‌تواند با توجّه، با التماس و با خواستن، حال دعا را به طور جدّى از خدا بگیرد.


    خطبه نماز جمعه 28 /11/73


     25. هرچه می‌خواهد دل تنگت


    در روایات دارد وقتى براى حاجاتى دعا مى‌کنید، دعا و خواسته‌ى خود را زیاد ندانید. یعنى هرچه مایل هستید و مى‌خواهید، از خدا طلب کنید. نگویید این زیاد است؛ کمتر بخواهم تا بشود. ما از استکثار دعا منع شده‌ایم. یعنى دعا و مطلوب را در مقابل پروردگار زیاد نشمارید. از خدا خواسته‌هاى بزرگ بخواهید و خداى متعال برآورده مى‌کند. درِ امید به دعا را به روى خودتان نبندید و این راه و وسیله‌اى را که خداى متعال بین خود و بندگانش قرار داده است، بر روى خودتان مسدود نکنید. البته باز در روایات دارد «النّهىُ مِنْ الإسْتِعْجالِ فِى الدّعاءِ»، یعنى در دعا عجله نکنید. اگر چیزى را خواستید و در زمانى که شما خواستید برآورده نشد، نگویید که خداى متعال دعاى مرا مستجاب نکرد، نه. «الأمُورُ مَرْهُونَةٌ بِأوْقاتِها.»


    خطبه‌ نماز جمعه 7/12/71


     26. همت بلند دار!


    در دعا همت بلند داشته باشید. درخواست‌هاى بزرگ بکنید. سعادت دنیا و آخرت را بخواهید و نگویید این‌ها بزرگ است، این‌ها زیاد است؛ نه. براى خداى متعال این‌ها چیزى نیست. عمده این است که شما به معناى حقیقى کلمه و با همین شرایط طلب کنید. خداى متعال این طلب را اجابت خواهد کرد. گاهى هم انسان نمى‌داند کارى که انجام گرفت، اجابت دعاى او بوده. خود انسان غافل است.


    خطبه نماز جمعه 29/7/84


     27. نقدترین دستاورد


    دعا مخصوص وقت گرفتارى نیست؛ همیشه باید دعا کرد. بعضى خیال مى‌کنند وقتى گرفتارى و مصیبت و بلایى بود، باید دعا کرد؛ نه. آن وقتى هم که انسان در حال عادى زندگى مى‌کند، باید دعا کند و رابطه را با خدا محفوظ نگه دارد. به تعبیر یکى از روایات، صداى خود را براى فرشتگان در ملکوت اعلى آشنا کند. دعا همیشه لازم است. [...] بزرگ‌ترین فایده‌ى دعا، فایده‌ى نقد دعاست که به خود شما دعاکننده مى‌رسد. یعنى ایجاد رابطه با خداى متعال و احساس محبت و شوق به تقرب به پروردگار عالم. این، نقدترین دستاورد دعاست که متعلق به خود شما دعاکننده است؛ بحث استجابت بحث دیگرى است.


    خطبه نماز جمعه 29/7/84


     28. اقبال استجابت


    لازم نیست دعا همیشه قوانین طبیعى را به هم بزند و برخلاف قوانین طبیعى عمل کند؛ نه. دعا در چارچوب قوانین طبیعى مستجاب مى‌شود و خواسته‌ى شما برآورده مى‌گردد. این قدرت خداست که قوانین را جور مى‌آورد، کنار هم مى‌گذارد و مقصود شما برآورده مى‌شود. [...] اگرچه در مواردى بلاشک دعا قوانین را هم خرق مى‌کند، اما این‌طور نیست که وقتى مى‌گوییم دعا مستجاب مى‌شود، یعنى دعاى شما اگر با قوانین دیگر الهى منافات داشته باشد و عملى هم‌راهش نباشد، و یا حتّى خود دعا از روى توجّه هم نباشد، باز مستجاب مى‌شود؛ نه. در دعا، طلب کردن و خواستن از خداى متعال و حقیقتاً مطالبه کردن لازم است. این دعا مستجاب مى‌شود. اگر عمل و تلاش در راه اهداف بزرگ، هم‌راه این دعا باشد، اقبال استجابت این دعا واقعاً بیشتر است. آن وقتى که دعا استمرار پیدا کند، حتماً اقبال استجابت در این دعا بیشتر است. اگر دیده شد که یک دعا چند بار تکرار گردید و مستجاب نشد، نباید مأیوس شد؛ به‌خصوص در مسائل بزرگ، به‌خصوص در مسائل مربوط به سرنوشت انسان و سرنوشت کشور و سرنوشت ملت‌ها. چون گاهى طبیعت کارهاى بزرگ چنین است که تحقّقش زمان مى‌طلبد.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 04/10/1377


     29. باز بخواهید و بخواهید


    یکى از شرایط استجابت دعا این است که آن را با توجه مطرح کنیم. گاهى لقلقه‌ى زبان، جملاتى چون «خدایا ما را بیامرز»، «خدایا به ما سعه‌ى رزق بده» و «خدایا قرض ما را ادا کن» است. ده سال انسان این‌گونه دعا مى‌کند، اصلاً مستجاب نمى‌شود. باید تضرع کنید و جدى بخواهید. باید از خداى متعال با الحاح بخواهید. باز بخواهید و باز بخواهید. در این صورت البته خداى متعال دعاها را مستجاب خواهد کرد.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/11/73


     30. به ما هم یاد بدهید!


    توصیه‌ى من این است که در این سه روزى که شما در مسجد هستید، تمرین مراقبت از خود بکنید؛ حرف که مى‌زنید، غذا که مى‌خورید، معاشرت که مى‌کنید، کتاب که مى‌خوانید، فکر که مى‌کنید، نقشه که براى آینده مى‌کشید، در همه‌ى این چیزها مراقب باشید رضاى الهى و خواست الهى را بر هواى نفستان مقدم بدارید. تسلیم هواى نفس نشوید. تمرین این چیزها در این سه روز مى‌تواند درسى باشد براى خود آن عزیزان و براى ماها که این‌جا نشسته‌ایم و با غبطه نگاه مى‌کنیم به حال جوانان عزیزمان که در حال اعتکاف هستند. با عملِ خودتان به ما هم یاد بدهید.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/5/1384



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط شریعتی در شنبه 26 بهمن 87 و ساعت 3:31 عصر | نظرات شما()

     11. مثل آینه


    من بارها گفته‌ام، باز هم مى‌گویم؛ ما تلاوت برجسته‌ى قرآن را در این کشور دنبال مى‌کنیم، براى این‌ که اُنس با قرآن و تلاوت قرآن در بین مردم عمومیت پیدا کند. عزیزان من! باید با قرآن اُنس پیدا کنید. زبان ما، زبان قرآن نیست. مى‌توانیم به ترجمه‌ى قرآن مراجعه کنیم، اما عمق‌یابى مضامین قرآنى فقط با مراجعه‌ى به ترجمه نمى‌شود؛ کما این‌ که با خواندن متن قرآن هم براى کسانى که مى‌فهمند، همیشه به دست نمى‌آید. با تدبّر به دست مى‌آید. با عمق‌یابى به دست مى‌آید. با قرآن باید مثل آینه مواجه شد؛ پاکیزه، براق و بى‌زنگار، تا قرآن در دل ما منعکس شود. قرآن باید در جان ما انعکاس پیدا کند.


    دیدار قاریان قرآن کریم 14/07/1384


     12. هر روز و هر روز


    قرآن خواندن هر روز را فراموش نکنید. هر روز حتماً قرآن بخوانید. هر مقدارى مى‌توانید. آن‌هایى که ترجمه‌ى قرآن را مى‌فهمند، با تدبّر به ترجمه نگاه کنند. آن‌هایى که ترجمه‌ى قرآن را نمى‌فهمند، یک قرآن مترجم خوب -که الحمدلله زیاد هم داریم- کنار دستشان بگذارند و به ترجمه‌ى آن نگاه کنند. ممکن است ده دقیقه صرف وقت کنید و یک صفحه یا دو صفحه بخوانید، اما هر روز بخوانید. این را یک سیره‌ى قطعى براى خودتان قرار دهید. علامت بگذارید، فردا از دنباله‌اش بخوانید.


    دیدار اعضاى هیأت دولت 8/6/84


     13. بگذارید در ذهنتان حک شود


    تلاوت قرآن یک فضیلت بزرگ و یک ثواب است، اما این تلاوت وسیله‌اى براى رسیدن به معرفت است. این قرآن یک اقیانوس عظیم است. هر چه بیشتر جلو بروید، تشنه‌تر مى‌شوید و علاقه‌مندتر مى‌شوید و دل شما روشن‌تر مى‌شود. در قرآن باید تدبّر کرد. من باز هم از شما جوانان خواهش مى‌کنم که با معانى قرآن انس پیدا کنید و ترجمه‌ى قرآن را بفهمید. من بارها این را از جوانان خواسته‌ام و بسیارى هم اقدام کرده‌اند. قرآن را که هر روز تلاوت مى‌کنید، هرچه تلاوت کردید، ترجمه‌ى آن را هم نگاه کنید. بگذارید این مفاهیم در ذهن جوان شما حک شود. در آن صورت فرصت تدبّر پیدا خواهید کرد.


    مراسم اختتامیه‌ى مسابقات حفظ و قرائت قرآن کریم 09/08/1379


     14. هنوز فاصله داریم


    قرآن کتاب نور، کتاب معرفت، کتاب نجات، کتاب سلامت، کتاب رشد و تعالى و کتاب قرب به خداست. ما این خصوصیات را چه وقت از قرآن به دست مى‌آوریم برادران عزیز؟ همین که قرآن را در جیبمان بگذاریم، کافى است؟ این ‌که در هنگام سفر، از زیر قرآن رد شویم، کافى است؟ این‌ک ه ما در جلسه‌ى تلاوت قرآن شرکت کنیم، کافى است؟ این ‌که حتى قرآن را با صداى خوش تلاوت کنیم یا تلاوت خوش را بشنویم و از آن لذّت ببریم، کافى است؟ نه؛ چیز دیگرى لازم دارد. آن چیست؟ آن تدبّر در قرآن است. باید در قرآن تدبّر کرد. خودِ قرآن در موارد متعدد از ما مى‌خواهد که تدبّر کنیم. عزیزان من! اگر ما یاد گرفتیم که با قرآن به ‌صورت تدبّر اُنس پیدا کنیم، همه‌ى خصوصیاتى که گفتیم، حاصل خواهد شد. ما هنوز خیلى فاصله داریم، پس باید پیش برویم.


    مراسم اختتامیه‌ى مسابقات قرائت قرآن 14/10/1373


     15. حضور قرآن در ذهن


    شما جوانان و نوجوانانى که قرآن را فرامى‌گیرید، این را بدانید که یک ذخیره‌ى مادام‌العمر براى اندیشیدن و فکر کردن را براى خودتان فراهم مى‌کنید. این چیز بسیار باارزشى است. ممکن است در سنین جوانى، معانى و معارف عمیقى را از آیات قرآن استنباط نکنید و نتوانید درست بفهمید -فقط چیزهاى سطحى و اندکى از معارف را بفهمید- اما به موازات بالا رفتنِ سطح معلومات و پیش‌رفت علمى، از آیات قرآن ‌که در حافظه و ذهن شما قرار دارد، بیشتر استفاده مى‌کنید. حضور قرآن در ذهن انسان، نعمت بسیار بزرگى است. فرق است بین کسى که براى مطلبى، بارها آیات قرآن و فهرست‌هاى قرآنى را جست‌وجو مى‌کند تا ببیند در این‌باره آیه‌اى وجود دارد یا نه، با آن کسى که آیات قرآن در ذهن و دل و جلوِ چشم اوست و نگاه مى‌کند و آن‌چه را که در هر بخشى از معارف اسلامى به آن نیاز دارد، از قرآن استنباط و استخراج مى‌کند و روى آن فکر و تأمّل مى‌کند و از آن استفاده مى‌برد. اُنس با قرآن در دوران کودکى و نوجوانى، تا دوران جوانى، یک نعمت بسیار بزرگ است.


    دیدار جمعى از حافظان و قاریان قرآن نونهال و نوجوان کشور 28/06/1380


     16. بدترین درد


    برادران غفلت نکنیم. بزرگ‌ترین عذاب خدا بر یک ملت این است که آن ملت غافل بشوند. بدترین درد براى یک جامعه، غفلت آن جامعه است. از خدا غافل نشویم. در دل و جان ما و در یکایک تصمیم‌گیری‌ها و حرکات ما، کار ادارى، کار سیاسى، کار نظامى، کار مدیریت، وقت پول خرج‌کردن، وقت اعتبار تخصیص‌دادن، وقت قانون گذراندن، وقت قضاوت کردن، در تمام مراحل باید خدا به یاد ما باشد. ما باید براى خدا کار کنیم. این‌طورى این جامعه پیش خواهد رفت.


    در دیدار اعضاى هیأت دولت 8/6/84


     17. پایان جوشش انقلابی


    وقتى نماز جماعت مى‌خوانید، نماز شما باید هم‌راه با توجه به پروردگار و خشوع در مقابل او باشد. وقتى اعتکاف مى‌کنید، وقتى روزه مى‌گیرید، وقتى اجتماعات مذهبى تشکیل مى‌دهید، باید هم‌راه با توجه به خداى متعال و هم‌راه با اخلاص باشد. کلید موفقیت این‌هاست. اگر این نباشد، همان چیزى بر سر انسان خواهد آمد که دیدید بر سر عده‌اى آمد. عده‌اى در اول انقلاب خیلى تند و داغ و پُرشور بودند، اما متأسفانه فکر دینى آن‌ها عمق نداشت؛ با اولین باد سردى که از طرف تبلیغات دشمنان آمد، برگ و بار انقلابیشان ریخت و جوشش انقلابیشان تمام شد. بعضى‌ها صدوهشتاد درجه این طرف غلتیدند. [...] این به ‌خاطرِ نداشتن عمق است. به این دلیل است که ریشه‌ى اعتقادى و فکرى وجود ندارد.


    دیدار دانشجویان و استادان دانشگاه‌هاى استان کرمان 19/2/1384


     18. همه می‌توانند


    همه‌ى مردم و بالخصوص جوانان عزیز، این ارتباطى را که به برکت این روزهاى مبارک و شب‌هاى نورانى با خداى متعال پیدا کرده‌اند، نگذارند قطع شود. این رابطه‌ى با خدا را حفظ کنید. وسیله‌ى حفظ این رابطه هم در اختیار همه هست. اگر همین نماز پنج‌گانه، با توجه، با حضور قلب و با این توجه که در مقابل خدا ایستاده‌ایم، خوانده شود، بهترین رابطه است و روزبه‌روز دل شما را نورانى‌تر خواهد کرد. آن جوان‌هایى که شب‌هاى قدر در مساجد، حسینیه‌ها و حرم‌هاى مطهر گرد هم آمدند، گریه کردند، دعا خواندند، قرآن سر گرفتند، احیاء گرفتند و دل‌هایشان را با نور محبت الهى نورانى کردند، این رابطه را حفظ کنند که از آن بهره‌مند خواهند شد. إن‌شاءاللَّه در طول زمان، در سال‌هاى دیگر، روزبه‌روز این رابطه بیشتر خواهد شد. انسان از این راه هست که به کمال مطلوب و غایت خلقت خود، دست خواهد یافت. موفقیت در همه‌ى میدان‌هاى زندگى هم به همین وابسته است.


    خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر 2/8/1385


     19. بالاترین خطر


    اگر بخواهیم استغفار- این نعمت الهى- را به دست بیاوریم، دو خصلت را باید از خودمان دور کنیم، یکى غفلت و دیگرى غرور. غفلت، یعنى انسان به‌کلّى متوجّه و متنبّه نباشد که گناهى از او سر مى‌زند. مثل بعضى از مردم [...] بعضى از این افراد غافل، اصلاً به ثواب و عِقاب عقیده‌اى ندارند. بعضى به ثواب و عقاب هم عقیده دارند، اما غرق در غفلتند و اصلاً ملتفت نیستند که چه کار مى‌کنند. اگر این را در زندگى روزمرّه‌ى خودمان قدرى ریز کنیم، خواهیم دید که بعضى از حالات زندگى ما شبیه حالات غافلان است. غفلت، دشمنى بسیار عجیب و خطر بزرگى است. شاید واقعاً براى انسان هیچ خطرى بالاتر و هیچ دشمنى بزرگ‌تر از غفلت نباشد. [...] در اصطلاحات قرآنى، آن چیزى که نقطه‌ى مقابل این غفلت است، تقواست. تقوا، یعنى به‌هوش بودن و دائم مراقب خود بودن.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/10/1375


     20. بازگشت به خدا


    لازم نیست که اگر انسان مى‌خواهد احساس گناه کند، حتماً بایستى سال‌هاى متمادى غرق در گناه شده باشد. نخیر؛ یک گناه هم یک گناه است. نباید گناه را کوچک دانست. در روایات باب «استحقار الذّنوب» داریم که حقیر شمردن گناهان را مذمّت کرده‌اند. علت این ‌که خداى متعال مى‌فرماید «مى‌آمرزیم»، این است که بازگشت به خدا، خیلى مهم است؛ نه این ‌که گناه، کم و کوچک است. گناه، عمل بسیار خطرناکى است، منتها بازگشت و توجّه به خدا و ذکر او، این قدر اهمیت دارد که اگر کسى این را صادقانه و درست و حقیقى انجام دهد، آن وقت آن بیمارى صعب‌العلاج از بین مى‌رود.


    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/10/75


     


     



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط شریعتی در شنبه 26 بهمن 87 و ساعت 2:49 عصر | نظرات شما()
     عناوین مطالب وبلاگ
    خلاصه جلسه دوم طرح تسنیم سال تحصیلی87-88
    معرفی طرح تسنیم
    تست ارزیابی مدل اعتقاد به خدا!
    چرا باز بحث معلول و علت کنیم؟
    برگزاری کلاس های خداشناسی با حضور استاد سر بخشی
    گفت و گو با قرآن
    40 رهنمود از رهبر عزیزمان برای شروع کار(4)
    40 رهنمود از رهبر عزیزمان برای شروع کار(3)
    40 رهنمود از رهبر عزیزمان برای شروع کار(2)
    [عناوین آرشیوشده]

    بالا

    : ** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

    بالا